فرزانه دوستی

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

پارسی English
29 آبان 1395 | عکاسی | نابجایی

مرگ مادر زیبایی ست

مرگ مادر زیبایی ست
یزد، بافت سنتی، تابستان 95...
ادامه »
16 تير 1393 | ترجمه‌ها | تآتر

تآتربودگی به مثابه خصوصیتی روزمره

تآتربودگی به مثابه خصوصیتی روزمره
وارد تآتر مي‌شويد. نمايش هنوز شروع نشده. صحنه پیش روی شماست؛ پرده كنار مي‌رود؛ بازی‌گران هنوز وارد نشده‌اند. چیدمان صحنه آن‌طوری که در معرض دید است شروع قریب بازي را وعده می‌دهد. آيا این‌جا تآتري‌بودني در کار است؟ ...
ادامه »

روزنوشت

شکل ِ غم

(23 آبان 1395)

    غم شکلی به خود گرفته بود، شکلی شبیه لوزی، چهار گوشه اش دوخته شده بود به پیشانی، شانه‌ها و سر معده‌اش. می‌دانست که شفاف است و هروقت راه می‌رود مایع جیوه مانندی آرام آرام در آن بالا و پایین  می‌شود. این شکلِ لوزیِ غم برای او معنایی داشت: پیشانی‌اش که هروقت گریه می‌کرد درد می‌گرفت، آن فضای پشت چشم‌ها، شانه‌هایش که گوژ می‌کردند تا قلبش را بغل بگیرند. و آن گوشه‌ی بالای معده‌اش – درد همان جا بود.   ...(ادامه)


مشاهده روزنوشتها »

نوشته‌ها

پرنده‌های مردنی تکلیف جهان را دست نمی‌گیرند

پرنده‌های مردنی تکلیف جهان را دست نمی‌گیرند

  خیال زن «خوب» شوخی است طنین مرد ِ «مرد» شوخی کسی برای دست های نجابت شعر نمی خواند عاشق در باران ِ کوچه تنها است چلغوز کلاغ و کفتر همیشه درست می‌خورد به هدف و...
ادامه »
• زخمائيسم
• تهران: فراکتال بی‌پایان

ترجمه‌ها

پنجره‌ها - کنستانتین کاوافی

پنجره‌ها - کنستانتین کاوافی

از کجا که نور دردسر دیگری نشود / کی می‌داند نور چه چیزها را روشن کند؟
ادامه »
• مجموعه دار
• خواندن با چشمان بسته