فرزانه دوستی

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

فرزانه دوستی
پارسی English

مرغ زیرک

دسته‌بندی: مشاهدات / تاریخ: 30 شهريور 1395


باهم می‌خواندیم « مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش»

و چون به دام نیفتد؟ 
مادربزرگ می‌گفت از میان پرندگان و چرندگان و خزندگان عالم، مرغ زیرک‌ترین و زبل‌ترین شان است. می‌گفت هیچکس نمی‌تواند مرغی را بگیرد و خاک بریزد سرش. اما همین مرغ زیرک خودش باپای خودش به خاکدانی می‌رود و چنان خاکی بر سر خودش می‌ریزد تماشایی. 
گفتم حتما میخواهی بگی مرغ نباشیم؟
گفت هر آدمی اوقات مرغی خودش را دارد اگر زیادی روی زکاوتش حساب کند. زیاد روی زکاوتت حساب نکن، از همان خاک بر سر می‌شوی.


پديد-آورد-رفت

دسته‌بندی: مشاهدات / تاریخ: 7 خرداد 1395


باور كنيم يا نه، كتاب‌ها پس از لحظه‌ي خلق ربطي به خالق خود ندارند، حال (به قول رفيقي) «انضمام» به نويسنده‌ي نستوه باشد يا (به قولِ رفيقي ديگر) به «مترجمِ مرده‌شور». رابطه‌ي پديدآورنده با كتاب حقوقي  ست نه حقيقي؛ اما همين قرارداد است كه  حتا بعد از سالها دوري از اثر آرامشي مي‌دهدت و شايد حس رضايتي


از این روزها

دسته‌بندی: مشاهدات / تاریخ: 24 آذر 1393


 

نسبت مترجم به نویسنده همچون نسبت سانچو پانزا است به دن کیشوت!

 

 


وقتِ هبوط چشم‌هاتان را باز نگه داريد

دسته‌بندی: مشاهدات / تاریخ: 7 آبان 1392


هر پله هر قدم كه بالاتر مي‌رويم

زمين گردتر مي‌شود آسمان فراختر

شرم مي‌كنيم از نگاهِ ديروز كه چه تنگ، كه چه كوتاه بود

كه آن‌سوي ديوارها را نديده بوديم

كاش هنگام ِ هبوط نترسيده بوديم

چشم‌ها را نبسته بوديم


دست‌وپازدن براي مخاطب: تجربه‌ام از نشر كتاب با لمبرت

دسته‌بندی: مشاهدات / تاریخ: 14 مهر 1392


مطلع شدم مدتي پيش مطلبي در سايت پانويس منتشر شده و از يك ناشر آلماني (كه اتفاقا من هم كتابي از آن طريق منتشر كرده‌ام) با عنوان كلاه‌بردار آكادميك ياد كرده. همان‌طور كه در سايت‌شان هم نوشتم، دلسوزي و دغدغه‌ي ايشان را براي اطلاع رساني درك مي‌كنم و صد البته كه كساني از كشورهاي ديگر هم به اين رويه‌ي انتشار بدبين بوده اند و مقاله‌هاي مختلفي نوشته‌اند بدون آن‌كه نماينده‌اي حقوقي از جانب اين انتشارات تلاشي براي دفاع از خود انجام داده باشد. و بيشتر از آن جهت كه تعداد ايرانياني كه به انگليسي پايان‌نامه مي‌نويسند و عجولانه منتشر مي‌كنند هر روز بيشتر مي‌شود.


مشكل‌گشا

دسته‌بندی: مشاهدات / تاریخ: 19 آذر 1391


حتمن خيلي پيش آمده كه موقع درك مطلب يا ترجمه‌ي متن به زبان ديگري با اسم‌ها و موقعيت‌ها يا اصطلاحات عجيب و غريبي برخورديد كه به هيچ نحوي در ديكشنري‌ها پيدا نمي‌شوند. و حتمن بيش از نود درصد شما اكانت ياهو داريد. از Yahoo Answers‌ غافل نمانيد كه بي‌بروبرگشت حاجت روا مي‌شويد، با هزاران نفر آماده‌ي كمك از همه جاي دنيا كه با كمال ميل و علاقه تجربه‌ها و سوادشان را با شما به اشتراك مي‌گذارند. امتحان كنيد پشيمان نمي‌شويد.

شيوه‌ي فعاليت در اين سايت ياهو به اين شكل است كه شما به‌اندازه‌ي جواب‌هايي كه به سوال‌هاي مردم مي‌دهيد امتياز مثبت و اعتبار مي‌گيريد و به اندازه اعتبارتان مي‌توانيد از ديگران سوال بپرسيد، روش خوبي است براي درگير كردن كاربرها و البته پاداش بزرگ را وقتي مي‌گيريد كه جواب شما از بين تمام جواب‌ها به‌عنوان پاسخ برتر انتخاب مي‌شود. بخش‌بندي موضوعي و دقيق سايت به كاربرها كمك مي‌كند تا مستقيم بروند سراغ موضوعات مورد علاقه‌شان يا چيزهايي كه درشان تجربه دارند. ياهو انسرز جايي‌ست كه مي‌توانيد سواد و تخصص خودتان را به رخ ديگران بكشيد، زكات دانش‌تان را بپردازيد و لذت وافرِ آموختن به ديگران را تجربه كنيد.


آباد باش، باعث ويراني‌ام تويي

دسته‌بندی: مشاهدات / تاریخ: 7 شهريور 1391


هفت سال بيشتر نداشتم و شب‌ها از ترس موشك‌باران و خمپاره‌ها و ضدهوايي در زيرزمين ترسناك خانه بغل به بغلِ همسايه‌ها مي‌خوابيديم و صداي موتورخانه و خزنده‌هاي نازيبا براي منِ هفت ساله از آژيرخطر ترسناك‌تر بود. تا اين‌كه بعد از شايعه‌ي موشكباران تهران به اصرار اقوام به شهرستان كوچكي رفتيم. اگر هروقتِ ديگري آنجا رفته بوديم بچه‌ها به خاطر تهراني بودن حسرت‌بار نگاهمان مي كردند. اما آن روزها يك اسم بيشتر نداشتيم:‌جنگ‌زده