فرزانه دوستی

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

فرزانه دوستی
پارسی English

توصیف رگبار شهری

دسته‌بندی: كام ِ كتاب / تاریخ: 13 فروردين 1398


 

 

 


حال این فاضلابِ سرریز که از هر گوشه روان است

حکایت کند به صد رنگ و بوی و آژند 

که چه‌ها می‌‌آورد، از کدام کوچه آمده،
که این سیلابِ پرزور و پرشتاب 
از اسمیت‌فیلد  سرریخته یا سنت سپالکر  
سر محله‌ی اسنوهیل  درهم آمیخته‌‌
در آبراهِ مایل به پلِ هلبورن  جاری شده‌
هرچه را رُفته‌: ته‌مانده‌ی دکه‌ی قصاب‌ها، سرگین و سیرابی و خون.
توله‌سگ‌های مغروق، خمسی‌ماهی‌های عفَن، 
همگی گل‌اندود
گربه‌های مرده و ریشه‌های شلغم‌ در دلِ سیلاب 
شیبان و روانند. 
 

بهرام اردبیلی

دسته‌بندی: كام ِ كتاب / تاریخ: 1 دي 1396


 

طالعِ سبز چشم مست

بین گیاهان آبزی کم بودی

تا ریشه در تو بیاویزند

آنان که تاب ندارند. (ص 122)

 

-- بهرام اردبیلی به سعیِ داریوش کیارس                            


نشانه در آستانه

دسته‌بندی: كام ِ كتاب / تاریخ: 17 آبان 1395


 

«تلقی پساساخت گرایان از اتفاقی که در متن می افتد متفاوت است و این اندیشه بر اساس تعریف جدیدی از نشانه شکل می گیرد. پساساخت گرایان نشانه را مادی، فرآیندی و بینامتنی اعلام کردند: مادی، بدین معنی که نشانه خود گاهی فقط نشانه است و به ذ هیچ چیز جز خود دلالت ندارد؛ فرآیندی از این رو که نشانه در یک فرآیند ناتمام در حال دلالت است و تثبیت نشده است؛ بینامتنی بدین دلیل که نشانه های یک متن همواره با نشانه های متن های دیگر در تعامل و گفتگو هستند...»

--ص 27



یکی از معدود کتاب های نشانه شناسی که در روش و در نظریه بسیار روشن، روان و همه فهم نوشته شده و کسانی که با درس گفتارهای دکتر نجومیان آشنایی دارند این تمایز را خوب درک می کنند. به علاقمندان نشانه شناسی و دانشجویانی که هنوز در انتخاب روش شناسی تحقیقشان سردرگم هستند توصیه می‌کنم. 


از زن می‌ترسم، از موش می‌ترسم

دسته‌بندی: كام ِ كتاب / تاریخ: 4 مهر 1395


«قربانت شوم، من طاقت این حرف‌های شما را ندارم. دختر پادشاه هستی، بی تربیت بالا آمدی، خوشآمدگو بسیار، دلسوز غمخوار کم داشتی.» از نامه‌های تازه یابِ قائم مقام فراهانی - به اهتمام محمد طلوعی، محمدرضا بهزادی، محمد میرزاخانی


معنا به مثابه تجربه زیسته

دسته‌بندی: كام ِ كتاب / تاریخ: 20 دي 1394


 

«حضور، موقعیت، ادراک حسی، تعامل، تطبیق، این‌ها شماری از مفاهیم بنیادی هستند که از نظر ما باید برای ترسیمِ دورنمای جدیدی که امروزه سمیوتیک ارائه می‌دهد در نظر گرفته شوند. پژوهش ما که هدف مشخص آن همانا درکِ معنا، به مثابه بُعد حس شد‌ه‌ی هستی-در-جهان ماست، و بر آن است تا مستقیماً خود را درگیرِ جهان روزمره، امور اجتماعی و خود زندگی و تجارب حس شده در آن قرار دهد، بیشتر و بیشتر و به شکل واضحی به سوی ایجاد سمیوتیک تجربه به ویژه، تحت عنوان سمیوتیک اجتماعی حرکت می‌کند. در این قالب، ارجحیتی که به ارتباط بین سطوح متفاوت گفتمانی و در نتیجه به مسأله‌ی تطبیق در عمل و وحدت بین عامل‌ها در ساخت معنا داده می‌شود. این امکان را فراهم می‌آورد تا در سطح اصول کلی ارتباط و همانندی‌های این دورنمای جدید را با جریان پدیدارشناسی تشخیص دهیم»


کتاب تیر: مطالعات انتقادی

دسته‌بندی: كام ِ كتاب / تاریخ: 18 تير 1394


 "بدون تردید نشانه شناسی، امروز در ایران علمی نوپاست، اینکه بگوییم «نشانه معناشناسی» و یا حتی در سطحی وسیع‌تر و با اولویت دادن به معناشناسی بگوییم «معناکاوی»، هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد. گرچه اذعان داریم پیکره مطالعاتی و روش شناسی است که قلمرو نشانه شناسی را از سایر رشته‌ها جدا می‌کند." (ص 71)


کتاب خرداد: ایزابل بروژ

دسته‌بندی: كام ِ كتاب / تاریخ: 12 خرداد 1394


اسم من ایزابل است. این امر، خالی از شبهه نیست. مسئله‌ی جالبی نیست، آدم اسم خودش را، بنابرعادت، دوست دارد. این اسم تا نیمه از صورتم جدا شده. بعضی وقت‌ها تکان می‌خورد. آن وقت بد می‌خوابم، نمی‌خوابم. در تختخواب پهلو به پهلو می‌شوم. در این اسم چروکیده، پهلو به پهلو می‌شوم


با دستان بسته

دسته‌بندی: كام ِ كتاب / تاریخ: 31 ارديبهشت 1394


خاک گندم‌زار
بر تن سربازان
دست و پاهای تازه رویانید
نفس تازه کرد جنگ
قریه را سوزاند و به راهش ادامه داد
و تو هرگز به من بازنگشتی...


کتاب ِ اسفند: دوشس ِ ملفی

دسته‌بندی: كام ِ كتاب / تاریخ: 2 اسفند 1393


 یک نفر همت جانانه کرده ترجمه نمایشی را به سرانجام رسانده که همیشه دلم می‌خواست ترجمه ش کنم، بس که خوب است:
The Duchess of Malfi


دربابِ مشاهده و ادراک

دسته‌بندی: كام ِ كتاب / تاریخ: 7 بهمن 1393


مقوله‌ی نگارش عموماً پوسته‌ی یک اتفاق را خراش می‌دهد، غروب را می‌بینیم و بعد در خاطره‌نویسی به من من می‌افتیم و «زیبا» می‌خوانیمش درحالی که می‌دانیم خیلی بیشتر از این حرف‌هاست، ولی چیزِ بیشتری نمی توان منتقل کرد، همه چیز خیلی زود از یاد پر می‌کشد.