فرزانه دوستی

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

فرزانه دوستی
پارسی English

درزنامه (چهار): می خواهم نمایشنامه بنویسم

دسته‌بندی: درزنامه‌هايي براي اعقاب / تاریخ: 30 مهر 1392


پرده ی اول . دختر، بیست و نه ساله. مجرد. هفت سال است می شناسمش. هفت سال است می گوید به نمایشنامه نویسی علاقه جدی دارد و می خواهد نمایشنامه نویس شود، هفت سال است سالی یک بار با واسطه و بیواسطه سراغ کلاسها و کارگاههای نمایشنامه نویسی را می گیرد. هفت سال است خیلی جدی سیگار می کشد. هفت سال است چیزی ننوشته.

پرده ی دوم. پسر. بیست و چند ساله. خیلی نمی شناسمش جز این که عکاس است و تئاتر بازی می کند. حالش را می پرسم. از تئاتر چه خبر؟ می گوید دنبال متن خوبی برای اجرا می گردد که فلان باشد و بهمان و خیلی هم جدی است. کودکانه سر ذوق می آیم، ترجمه های بی رقیبِ بهزاد قادری و هوشنگ حسامی، ترجمه های خوبی که کمتر بچه تئاتری دیده، و نخوانده در کتابفروشی ها خاک می خورند، همه می آیند جلوی چشمم


درزنامه‌ها (سه)

دسته‌بندی: درزنامه‌هايي براي اعقاب / تاریخ: 18 خرداد 1392


1

در بهار به خاصيّت ِ زنبور ِ نري فكر كن كه با اولين و آخرين جفت‌گيري خواهد مرد

در پاييز به رسالت ِ برگ ِ زردي كه سايبان خانه‌ي مورچه‌هاست

در زمستان به رسالت ِ پشّه‌اي كه بهار بعد را نخواهد ديد

در تابستان از خود بپرس عمر ِ من بحاصل‌تر است يا سنجاقكِ روي بركه‌ي نقره كوب

2

يادت باشد با عقل امروزت ديروز ِ آدم‌ها راقضاوت نكني. آدم‌ها ديروزشان را همان‌قدر خام و خراب و نسنجيده زيسته‌اند كه تو پيراروزت را به آزار ِ مورچه‌ها گذراندي

3

و مرگ، تنها مرگ، ما را از اين دنياي نمادين بيرون مي‌راند.

تنها مرگ

يا عشق


درزنامه‌ها (دو)

دسته‌بندی: درزنامه‌هايي براي اعقاب / تاریخ: 21 دي 1391


وقتي پا به راه هنر مي‌گذاري، بايد ميان خود و باورت يكي را انتخاب كني.

وقتي غايت آمال تو انباشتن جهان از نيكي ست، در بند نام نمي‌ماني، دزد ِ واژه‌ها را عزيزتر مي‌داني.

واژه‌ها مانند گرده‌ها مي‌پراكنند سفر مي‌كنند،‌ تو تنها ريشه‌هايت را عميق‌تر مي‌دواني، و فراموش مي‌شوي.


درزنامه‌ها (يك)

دسته‌بندی: درزنامه‌هايي براي اعقاب / تاریخ: 26 آذر 1391


 درزنامه‌يي براي اعقاب

1.

حرمت عشق را نگه داريم،

حتّا بعد از عشق

2.

تنها رقيب ِ خود باشيم؛  نه ديروز و نه فردا تنها و تنها حريفِ امروز ِ خود باشيم.

3.

ما همه ستمگريم. ستم با كلمه آغاز مي شود. ستم با ستم بر كلمه آغاز مي شود.

4.

ما محصولِ انديشيدن در كساني هستيم كه دوستشان داريم. خود را و ايشان را تكثير كنيم؛ جهان را از دوست‌داشته‌هامان پر كنيم.