فرزانه دوستی

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

فرزانه دوستی
پارسی English

به خاطر يك مشت خاطره

به خاطر يك مشت خاطره 1

 

 

 

بعضي وقت‌ها براي پاك كردن يك خاطره مجبوري تمام آدم‌هاي وصل به آن خاطره، تمام يادآورندگان آن خاطره را يكي يكي كنار بگذاري؛ حالا هرچقدر هم قديم، هرچقدر هم رفيق...

2

اين روزها بيشتر و بيشتر آثاري از ادبيات دهه هفتاد و هشتاد اروپا و آمريكا سر راهم مي‌آيند. آثاري كه بيشترشان هنوز ترجمه نشده‌اند. گاهي فكر مي‌كنم اگر روشنفكرمترجم‌ها در دهه‌ي منتهي به انقلاب و دهه‌ي بعدش آن‌قدر تب‌زده‌ي كمونيسم يا سياست نبودند، يا فارغ از شرايط آن روز، انتخاب‌هاي بهتري براي ترجمه داشتند، امروز مغاك‌هاي كمتري در ادبيات‌مان داشتيم، نويسندگان‌ خوب‌مان دوباره چرخ اختراع نمي‌كردند، و شايد سايه‌ي هيچ پدرسالاري بر سر شعر و داستان‌مان سنگيني نمي‌كرد.

3

مترجمي رسالت سنگيني ست، و يك روز مي‌رسد كه براي تك تك انتخاب‌هايمان جواب پس خواهيم داد.

4

گل‌هاي قاصدك را بيشتر از هر گل ديگري دوست دارم. حريم گياهي من تنها حريم امن زمين است و ايمان دارم در زندگي بعدي كفشدوزك خواهم شد.

 

 

کلمات کلیدی:

نظرات:

نام:
ايميل:
وب:
شماره امنيتي:


ميم.دال
7 مهر 1392
من اما پرستو , کفشدوزک مترجم من
لی لی | ايميل |وب
20 شهريور 1392
پاراگراف اول خیلی دلنشین و تلخ بود. سالهایی که نوشتید من به دنیا نیومده بودم و واقعا نمی دونم جای چه جور ترجمه هایی خالیه الان. اما یادمه در سالهای بچگی وقتی من تشنه خوندن بودم کتابخونه منزل ما پر بود از تاریخ شوروی و کتابهای شریعتی و بزرگ علوی و برای من هیچ کتابی نبود.
منم عاشق گل قاصدکم. مخصوصا وقتی فوتشون می کنم به امید برآورده شدن آرزوهام. ایمان قشنگی دارین. کفشدوزک شدن! :)
پاسخ: مقداری هم برمی‌گردد به انتخاب‌های ‍پدرومادرها. من هم در كودكي استادمطهري و شريعتي مي‌خواندم، كتاب "زناشويي و اخلاق"ِ برتراند راسل و رمان‌هاي داستايوسكي را دزدكي مي‌خواندم و تخيل كودكي‌ام را كوچه‌هاي خاكي و مقاله‌هاي جلال آل احمد پر كرده بودند. بايد ياد بگيريم كه درمقابل تخيل كودكانمان مسئوليم همان‌طور كه براي خوراك و پوشاك‌شان.