فرزانه دوستی

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

فرزانه دوستی
پارسی English

دست‌وپازدن براي مخاطب: تجربه‌ام از نشر كتاب با لمبرت

مطلع شدم مدتي پيش مطلبي در سايت پانويس منتشر شده و از يك ناشر آلماني (كه اتفاقا من هم كتابي از آن طريق منتشر كرده‌ام) با عنوان كلاه‌بردار آكادميك ياد كرده. همان‌طور كه در سايت‌شان هم نوشتم، دلسوزي و دغدغه‌ي ايشان را براي اطلاع رساني درك مي‌كنم و صد البته كه كساني از كشورهاي ديگر هم به اين رويه‌ي انتشار بدبين بوده اند و مقاله‌هاي مختلفي نوشته‌اند بدون آن‌كه نماينده‌اي حقوقي از جانب اين انتشارات تلاشي براي دفاع از خود انجام داده باشد. و بيشتر از آن جهت كه تعداد ايرانياني كه به انگليسي پايان‌نامه مي‌نويسند و عجولانه منتشر مي‌كنند هر روز بيشتر مي‌شود.

نكته‌ي دوم اين‌كه انتشارات آكادميك لمبرت تنها ناشري نيست كه به اين شيوه كتاب منتشر مي‌كند. مي‌توانم نام ببرم از ناشر انگليسي ACPI ، يا SAPUB ، و همين‌طور دعوتتان مي‌كنم به خواندن مقاله‌اي در اكونوميست كه از خطر انتشار هر مهملي تحت عنوان مقاله‌ يا كتاب علمي خبر مي‌دهد، و همين مقاله‌ها نشان از آن دارند كه قضيه خيلي جدي‌تر از يك كلاهبرداري آكادميك و فراگيرتر از اين حرف‌هاست.

از طرف ديگر، بايد بپذيريم كه ما هنوز ذوق‌زدگي غيرمنطقي نسبت به چاپ كتاب در خارج از كشور داريم و آن‌را مزيتي بزرگ و صاحب كتاب را خداوندگار بلامنازع علم و دانش فرض مي‌كنيم...

و اما تجربه‌ي من با لمبرت:

من پيش از اين هم در وبلاگ قديمي نوشته‌ام و به اساتيد دانشگاه توضيح مفصل داده‌ام، ولي لازم است در پاسخ به مقاله آقاي دامن‌افشان، تجربه‌ي خودم با لمبرت را مكتوب كنم.

اين ناشر آكادميك مانند بيشتر ناشران ديجيتال نوظهور بر اساس سيستم نشر كتاب PoD  يا Print-on-Demand فعاليت مي‌كند، سيستم پيشرفته اي كه ناشر را از كارمندهاي زياد و مكان بزرگ و تجهيزات جاگير بي‌نياز مي‌كند و حتي يكي دو نفر هم مي‌توانند اداره ش كنند. مزيت ديگرش صرفه‌جويي در كاغذ و كاهش ريسك انتشار كتاب است، يعني دقيقا به تعداد متقاضي‌ها كتاب توليد مي‌شود. همين‌جا بگويم كه اعتبار ناشران ديجيتال هنوز مورد ترديد است، شاهدش آن كه هيچ جايزه بزرگ ادبي يا علمي دنيا (دست كم تا اين لحظه كه مي‌نويسم) به كتابي كه ناشر ديجيتال منتشر كرده باشد تعلق نگرفته است.

من تقريبا اولين ايراني بودم كه با پايان‌نامه‌ام خطر كردم و به رغم نقدهاي تند و تيزي كه خوانده‌بودم تصميم گرفتم اين راه را امتحان كنم. اين پروسه در نهايت چند مزيت بزرگ براي من داشت، يكي اين‌كه موضوع تحقيقم در تمام كتاب‌هاي مرجع تخصصي نشانه‌شناسي در جهان (از جمله ناشران معتبري مثل راتلج و كمبريج) ايندكس شده و هركس كه بخواهد ميتواند كتاب را جستجو و تهيه كند. دوم اين‌كه هيچ دانشگاه يا استادي خارجي به خاطر انتشار كتاب در لمبرت روي ترش نكرد و فقط درباره موضوع و روش تحقيقم نظر داده‌اند، كه منفي نبوده‌اند. به‌نظرم برخوردشان با اين ناشرها خيلي عادي است.

البته فراموش نكنيد كه نسخه‌ي كتاب را مي‌شود خيلي راحت به سايت‌هاي رايگان دانلود كتاب در جهان سپرد تا يافته و خوانده شود. بنابراين تا اين لحظه - صرف‌نظر از مقوله‌ي مالي - هيچ ضرري نكرده‌ام بلكه مزايايي هم برايم داشته. ديگر اين‌كه كيفيت كتابي كه لمبرت منتشر و براي من ارسال كرده عالي‌ست.

ديگر اين‌كه لمبرت در متن قرارداد اجازه‌ي انتشار هر تعداد مقاله پژوهشي از متن كتاب و انتشار در سايت‌هاي دانشگاهي را داده است، بنابراين اگر تحقيق شما حرفي براي گفتن داشته باشد، مي‌توانيد به هر تعداد كه خواستيد كتاب يا مقاله از اثر خود استخراج و منتشر كنيد - به شرطي كه حرف جديدي داشته باشيد. بگذريم كه بعد از يكي دو دهه، بيشتر ما از ديدن متن پايان‌نامه‌هاي ارشد و كارشناسي خود سرافكنده مي‌شويم!!!

اما آيا روش را به ديگران توصيه مي‌كنم؟ نه.

چرا؟ به سه دليل.

اول، چون آن زمان كه من اين راه انتخاب كردم، هيچ گزينه‌ي ديگري نبود. ولي امروز مي‌توانيد كتابتان (هر كتاب‌ي نه لزوما پايان‌نامه دانشگاهي) را خيلي راحت به سيستم كيندل آمازون بسپاريد (بدون هيچ هزينه اي) و راحت‌تر و مطمئن‌تر به فروش برسانيد. اين روش در مورد كتاب‌هاي عامه‌پسند جواب داده و در بعضي موارد به موفقيت استثنايي دست يافته (مثل كتاب Fifty Shades of Gray). ضمن اين‌كه شركت‌هاي مشابه زيادي با همين سيستم Print On Demand فعاليت مي‌كنند كه شرايط قرارداد منصفانه و واقعي‌تري دارند.

دوم، قيمت‌گذاري كتاب آنقدر بالا و غيرمعقول است كه عملا احتمال فروش كتاب را به حداقل مي‌رساند، كما‌اينكه آمار فروش كتابم در سال بسيار ناچيز است. كتاب را مي‌شود در آمازون با قيمت پنج دلار به فروش رساند و قيمت پايينش باعث مي‌شود خريداران‌ كتابتان به شدت افزايش پيدا كنند. البته اين‌كه مخاطب پايان‌نامه دانشگاهي به عدد انگشتان دست نمي‌رسد مقوله‌ي ديگري است.

دليل سوم، به بزرگترين اشكال نشر لمبرت برمي‌گردد، يعني استفاده‌اش از ابزارهاي ماركتينگ هرمي. يعني براي آن‌كه شما به عنوان عضوي از مجموعه به سود مادي برسيد، مجبوريد افراد ديگري را به انتشار كتاب ازطريق اين ناشر ترغيب كنيد و با جذب هر نويسنده جديد، درصدي به شما مي‌رسد. لازم است ذكر كنم لمبرت تنها موسسه اي نيست كه از اين روش ماركتينگ استفاده مي‌كند، بسياري از سايت‌هاي آنلاين از همين شيوه‌ها براي جذب مشتري بيشتر استفاده مي‌كنند. اما از آنجا كه من از اساس و اخلاقاً با اين روش مخالفم، بايد بگويم همين يك دليل كفايت مي‌كند تا سراغ اين ناشر نرويم، كما اين‌كه هرگز كسي را در سه سال گذشته به چاپ كتابش با اين ناشر دعوت نكردم.

توصيه‌ي آخر، اگر توهم‌زده نيستيد و فكر مي‌كنيد دانشي به دانش‌هاي جهان اضافه كرده ايد، بهتر است مقاله‌هاي منتج از تحقيق‌تان را در مجله‌اي معتبر منتشر كنيد (اين راه را هم امتحان كرده‌ام و برغم زمان طولاني كه پروسه بررسي و پاسخگويي و انتشار اثر مي‌برد، مشكل ديگري پيش نخواهد آمد).

در دانشگاههاي ايران هنوز رسم نيست متن پايان‌نامه‌ها را به رايگان منتشر كنند (دست كم دانشگاه ما هنوز پايان‌نامه‌ها را منتشر نكرده)، ولي اگر اين اتفاق بيفتد، مسايل زيادي حل خواهد شد و عرصه بر سارقان علم تنگ‌تر و تنگ‌تر مي‌شود و نيازي هم به چاپ و نشر جداگانه نخواهد بود. پس به اميد آن روز.

 

کلمات کلیدی:

نظرات:

نام:
ايميل:
وب:
شماره امنيتي:


5 نظر در صف تاييد است.