فرزانه دوستی

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

فرزانه دوستی
پارسی English

بهاريه

فقط چند ساعت، چند روز...بعد يك‌هو سال نو تمام مي‌شود. دري به تمام تاريكي‌هاي كهنه باز مي‌شود. شادي‌هايت درز وا مي‌كنند. بوته‌ي ياس قديمي ديگر سبز نمي‌شود. سنبل مي‌پژمرد. سمنو كپك مي‌زند. بچه‌ماهي‌ها مي‌ميرند. تمام آنهايي كه سر تحويلِ سال بخشيده بودي مگر فراموششان كني در اولين رؤياي سال نو پيدا مي‌شوند. از سركه‌ي سيب حلقه‌ي چسبناكي ته ظرف مانده، بوي ناي گذشته در بهارت مي‌پيچد. لحظه‌هاي كرخت و دمغ بي‌مدارا در هم مي‌پيچند. شب در روز و روز در شب مي‌پيچد. بهار نيامده تمام مي‌شود.

 

کلمات کلیدی:

نظرات:

نام:
ايميل:
وب:
شماره امنيتي:


1 نظر در صف تاييد است.