فرزانه دوستی

نویسنده، مترجم، پژوهشگر

فرزانه دوستی
پارسی English

بهرام اردبیلی

 

 

 

طالعِ سبز چشم مست

بین گیاهان آبزی کم بودی

تا ریشه در تو بیاویزند

آنان که تاب ندارند.

(ص 122)


حباب نازکِ باژگون

که در تو رخشان است

کم سالهای آبی‌ی مرگ

که هرگاه هوا بر دلی می‌دمد

هردم جزیره‌ای می‌ترکد.

                                (ص. 115)


بی‌لقاش

اندک شده مهر ندارد قرار

زوالِ اکنونی

پاره‌ای خسبیده ندانم

پاره‌ای رنگِ فروترِ ناراست

در رقعه‌ی عشق.

                               (ص 118)


کم‌ساله میش‌هات 

گرگش به هوا

شربت برخاستن از عطرِ قصیل

خفتن در آوار وقت خروس

دراز می‌شود نغمه‌ی قجر

در زاد چوپان همیشه.

(ص 119)


  • کتاب بهرام اردبیلی
  • گفت‌وجوی داریوش کیارس
  • تهران: نشر رشدیه - چاپ نخست: 1395

 

 

تعریف من از شعر، همچون تعریف ایگلتون در کتاب «چگونه شعر بخوانیم» هنوز جایی در مرزهای فرمالیسم تعریف می‌شود، آنجا که شعریتِ متن را منتسب به عصیان‌های زبان، به انحراف از هنجار و دیگرگونه‌ی دیدن امرِ مألوف می‌داند. با چنین چوب‌خطی شعر بهرام اردبیلی هنوز شعریت دارد. 

 

 

 
کلمات کلیدی: بهرام اردبیلی

نظرات:

نام:
ايميل:
وب:
شماره امنيتي: